تو هيچ فرقي نكرده اي ، هنوز هم همانقدر قشنگ ميخندي ، كه يادم ميرودچندتا از
دندانهاي جلويي ات چقدر كج ومعوج بودند .نه انقدربه اين آينه ي كوچك چپ چپ
نگاه نكن ! تف به اين شفافيتي كه ديگر ندارد كم است ، آينه را راست راست بگير
روبرويت . آبرويت با اين همه تف هم كم نمي آورد شفافيتي را كه ديگرنداري ...
قدت كه كوتاه نشده هي پاهايت را ميگيري بالا... آينه ها تو را گريه نكردند كه انقدر
قشنگ ميخندي ... اينها كه تو لابلايشان از چشمهايم غلطيدي و افتادي اصلن اشك
نبودند ... نه تو هيچ فرقي نكرده اي ، فقط من بيشتر تو را ياد گرفته ام .
متن:
زمستان
ناگهان انقدر آمد
که برگ ها
از بهت روی شاخه خشکشان زد !
و بهار سرگرم آمدن تو
برگ در آواز جفت های رو در رو
می رقصاند ...
(زمستان در ناگهان برگ
آمده بود)
برگ سرگرم رفتن تو
و تو سرگرم سایه ی چشمی بودی
و سایه ی چشم
دست خوش من به سایه ی چشمی بود که در برگهای انقدر ناگهان زمستان
گربه های سیاه چشمش را میرقصاند
و من سرگرم رفتن زمستان بودم
و تو
سرگرم رفتن بهار شده بودی
که زمستان از بهت برگها
خشکش بزند
درختی که
ناگهان
شاخه هایش شبیه چو ب شدند
پاییز بی تقصیر بود
اگر بوی چوب سوخته در باغ میپیچید
شاخه ها کمتر میلرزیدند
و باد
که ناگهان دربوی چوب سوخته
اکسیژن به مغزش نرسید
شبیه پسر بچه ای بود که از پشت پنجره
شانه هایش شبیه شاخه ها
در حسرت دویدن در این همه دود اینهمه کور
می لرزید
و احساس کرد درخت شده
بادستهایی افلیج
( در زمستانی که ناگهان انقدر آمده بود)
نمیتوانست شاخه هایش نلرزد
و شانه هایش شبیه چوب شده بود
و برگ سرگرم رفتن تو بود
و من شبیه رفتن برگ بودم !
و تو سرگرم سایه ی چشمی بودی
و سایه ی چشم دستخوش من به سایه ی چشمی بود
که در برگهای انقدر ناگهان زمستان
گربه های سیاه چشمش را میرقصاند !
و من سرگرم ریشه هایم بودم
وتو شبیه رفتن بودی!
و باد شبیه پسر بچه ای بود
که زمستان در برگ
ناگهان
سرگرم رقصیدن با گربه های سیاه چشم تو شد ...
ودستش به تو نمیرسید
و تو کوتاه بودی
شبیه ناگهان برگ
و آواز جفت ها
شبیه خس خسی چندش آور شده بود
ناگهان انقدر برگ آمد
که تمام این شعر شبیه من شد !
و من شبیه رفتن برگ بودم
و تو ( شبیه خود فروختن بودی)
زمستان ناگهان نیامد !
برگها شبیه من بودند
و درخت شبیه پسر بچه ای بود
که در زمستان ِ ناگهان (نون و خون و مرگ و برگ) را
شبیه هم مینوشت.
و سپس:
شاید اگر میخواستم این نوشته رو به داستان تبدیل کنم میشد ! اما

