مشهور ترین کلام فلسفی این سده را چنین بیان میکند: ( به سوی خود چیز ها ) یا به سوی خود چیز ها آنگونه که در خود هستند ـ رها از هر گونه تعین و هر نکته ی افزوده !
در مباحث پدیدار شناسی بارها و بارها به این نکته بر خورد میکنیم و این راهی را فرا روی ما میگذارد که
در ان به هر چیز به عنوان یک تجربه ی نخستین نگاه کنیم درست مثل کودکی که با لمس اشیائ دور وبر خود تجربه های تازه ای را کسب میکند و بدون هیچ آگاهی از علوم دیگر انسانها دنیایی خاص و بدون هیچ وابستگی به تجربه ی دیگران برای خود بوجود می آورد ۱ چه بسا اگر آن کودک توانایی بیان اندیشه های خودش را داشت میشد به اکتشاف های تازه ای دست در تجربه هایش دست پیدا کرد حال آنکه بطور طبیعی وجه اشتراک زیادی هم میشود بین تجربه های او و خودمان پیدا کرد .
به نوعی قبل از رویکرد به یک سوژه که در ذهنمان شکل گرفته اگر ما تمام رابطه های آن موضوع را با جهان پیرامونمان از ذهن پاک کنیم و به بدون توجه به آنها به باز آفرینی و بازگویی تجربه های تازه خود( که این تجربه طبیعتن کشفیات ما خواهند بود) بپردازیم .
پدیدار شناسی هوسرل میگوید : رویکردی ناب و تازه به هر چیز ـ رویکردی تا حد امکان رها از پیشنهاده ها
ـ پیش فرض ها و پیش داوری ها ی مفهومی ...
این رویکرد میکوشد هر چیز را تا جایی که امکان وفادار بودن به خود آن چیز وجود داشته باشد بشتاسد و شرح دهد .
در این رویکرد با شهود سر و کار داریم : به این معنا که سوبژه و اوبژه در یک حد موجودند ... و برای هر فاعل شناسلیی یا شناسننده یک مورد شناسایی وجود دارد ...
با توجه به اینکه کاربرد این رویکرد در متن مورد نظر من میباشد باید بگویم پس از خواندن متن در "شهود نخست " ما متوجه نازلترین حد و لایه ی متن میشویم( برداشت اولیه ی ما از متن را شهود نخست میگوییم )که در آن هر چیز بی میانجی و فوری بر ما آشکار میشود .
هوسرل این یافتن نازلترین حد را تقلیل نام گذاشت . که در مورد تقلیل در پست های فبلی مطلب مختصری نوشته ام ...
ساختار و تاویل متن باباک احمدی
و شعر:
خیلی جالبه این شعر رو دو سه ماه پیش توی یک سر رسید نوشتم و از اون موقع فراموشش کرده بودم تا اینکه لابلای یک مشت عدد و اسم و تاریخ پیداش کردم
چند قلم
برایم
روی کاغذ بنویس !
کاغذ.
قلم .
روی چند تا خاطره ی بد
کاغذ دیواری اتاقم ...
روزنامه بچسبان !
حالا که به دیواری شدن عادت کرده ایم
از پایین تا بالا
نیاز مندی ها
شبیه هم شده اند
ستون اول دست چپ :
{دست های شما را خریداریم }
و تا پایین که سر خم کنی
فقط چشمهایت را
نفروخته ای
پس به دیواری شدن عادت کن !
نیاز مند ها
چشم هایی شبیه به هم دارند ...
